جستجو 
 عضويت در خبرنامه 
سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
Tuesday 9 February 2010
 info@islamenab.ir     صفحه نخست |  پرسش و پاسخ |  ارتباط با ما |  درباره ما |   RSS
   اخبار حوزه و مدارس /  اخبار /  اخبار مجمع اسلام ناب /  امام خميني /  مصاحبه و گزارش /  یادداشت های پراکنده /  گفتار و مقاله /  معرفي كتب، نشريات، پایگاهها /  هنر قدسي 
  تاريخي كه با آن غريبه ايم - سخني در باب خانم طاهايي، اولين موسس حوزه علميه خواهران
  تصاویر: دیدار فرماندهان و افسران نیروی هوایی ارتش با رهبر انقلاب
  تجليل بنی‌صدر از مقام معظم رهبری
  پاسخ رئيس سازمان صداوسيما به سيد حسن خميني
  تقدیر دانشجويان عدالتخواه از اقدام اخیر رسانه ملی
  حاشیه‌های دیدار اساتید دانشگاه تهران با رهبر انقلاب
  پافشاري نخستين روحاني اينترنتي بر حفظ سنت‌هاي حوزوي
  از جمهوري ايراني هيچ كاري ساخته نيست - فایل صوتی نسخه موبایلی (1.6 مگابایت)
  جامع ترين نرم افزار در مورد امام خميني
  تنها نامه بدون «بسم الله» امام(ره)
  صدور انقلاب با اسكناس!
  شهيد مطهري: نمونه‌هاي ارزنده‌اي چون [آيت الله]خامنه‌اي كم داريم
  موضع آيت الله نوري همداني درباره ساخت ديوار فولادي دولت مصر
  راهپیمایی اش را ما برویم، 120میلیونش را هدیه تهرانی بگیرد؟
  ساعات کاری کارکنان حوزه‌های علمیه یک ساعت افزایش یافت
  با تبليغ“نستله“دست مردم ايران را به خون مردم مظلوم فلسطين آلوده نكنيد!
  انتشار جلد هجدهم تفسیر تسنیم آیت الله جوادی
  واکنش به ادعای فتوشاپی بودن عکس هدیه تهرانی: انتشار چند فریم دیگر از عکس
  معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد در كجا سير مي كند؟
  شمقدری به دنبال فتوا برای نمایش یک فیلم!!
  توجيهات حاج آقايي!!!
  تا سال آينده بسيج فضاي مجازي را تسخير مي كند
  فیلم "وزیر شعار" ساخته شد
  به این نقطه‏ی کوچک نگاه کنید
  تمام عقاید فرقه مشاییه در یک سخنرانی!
  مشايي به هديه تهراني: عكس‌های شما توحیدی است و انسان را یاد خدا می‌اندازد
  رهبري و نگرش سيستمي به مشكلات
  مرتضوی افشا كن، افشا كن
  پست جديد مشايي
  انتقاد شدید برادر احمدی نژاد از مشایی

    
 
     گفتار و مقاله:  
 
 
سروش و تروریسم کلامی
 
کد مطلب: 978
تاريخ: جمعه ۳ مهر ۱۳۸۸
منبع: حجه الاسلام ملك زاده
درجه: مهم

يادداشت:
   
 
 
 
  اشاره: « نوشتاری که پس از این از نظر می گذرانید، پاره ای از کتاب « راه سوم میان تحجّر و تجدّد » از مجموعه کتاب های مکتب اعتدال می باشد که در سال 86 به وسیله استاد ملک زاده به رشته تحریر درآمده است .

با آن که هنوز اصل کتاب به چاپ نرسیده و منتشر نشده است اما از آنجا که این قسمت از کتاب مذکور در چند ماه اخیر و در پی انتشار چند نامه از جانب دکتر سروش ، بیش از پیش مصداق عینی یافته و صدق مدّعی و محتوای آن ثابت گردیده است ، جناب استاد بی مناسبت ندیدند که فعلاً و بدین وسیله همین قسمت را منتشر سازند و إن شاء الله بعداً و در زمان مقتضی ، کل کتاب را منتشر نموده ، در اختیار جامعه فرهیخته و کتابخوان بگذارند . »



اگر بخواهیم روشنفکران برآمده از دانشگاه که ضمن تأکید بسیار بر مسلمانیِ خویش ، به دین و دنیای ایرانیان در دورۀ معاصر پرداخته اند را در بازۀ زمانی پس از حکومت رضاخانی تا اواخر دهۀ هفتاد شمسی ( یعنی سال های افول ستارۀ بخت و اقبال سروش به عنوان روشنفکری در خور توجه و اثرگذار ) از نظر شهرت ، محبوبیت عمومی و تأثیرگذاری بر عاطفه و عاقلۀ اقشار مختلف ، به خصوص جوانان و دانشگاهیان ، رتبه بندی نماییم ، بی هیچ دغدغه و شائبه ای ، مرحوم شریعتی در جایگاه نخست قرار می گیرد .

گرچه در اواخر دهۀ شصت و اوائل دهۀ هفتاد شمسی ، شخصی مانند سروش نیز با یدک کشیدن عنوان روشنفکر و حتی روشنفکر دینی ، پای در رکاب کرده و بر توسن فرصت های پدید آمده در آن سال ها و در فضای فکری و فرهنگی کشور در آن زمان ، سوار شد و جلوه و جمالی یافت و هنگامه و غوغایی به پا کرد ، ولی باز هم نتوانست جایگاه و منزلت شریعتی را از نظر شاخص های پیش گفته تصاحب نماید .

جناب دکتر سروش که شاید بتوان با مسامحه و اغماض ، او را از نوادگان فکری مهندس مهدی بازرگان – و نه شریعتی – به شمار آورد ، به لحاظ شخصی ، فرد بسیار پُر مطالعه ای است و دارای ذهنی پویا و جستجوگر می باشد . آگاهی های نسبتاً فراوانی هم نسبت به دستاوردهای علمی و اندیشه های فلسفی و کلامی مغرب زمین برای خویش فراهم آورده است . با آیین نگارش ادیبانه به زبان فارسی هم آشنایی شایسته ای دارد و اشعار زیادی از مولوی را نیز از بر کرده است و ظاهراً افزون بر دارو سازی ، زبان انگلیسی را هم نیک می داند .

وقتی مارکسیست ها برو و بیایی داشتند ، به عنوان یک بچه مسلمان تحصیل کرده ، نقدهای قابل قبولی را متوجه اندیشه های مارکسیستی می ساخت .

اگر چه از نظر خلاقیت و جذابیت و شور و خروش موج آفرین ، به مرحوم شریعتی نمی رسد اما به لحاظ علمی ، در بعضی زمینه ها فاصلۀ میان او و شریعتی همچون فاصلۀ میان استاد و شاگرد است و به میزان زیادی از شریعتی ، قوی تر ، پخته تر و در بحث هایش عمیق تر است.

با این اوصاف به نظر می رسد اگر آشنایی وی با اسلام نیز از دقت و عمق کافی برخوردار بود و این چنین با فریفتگی و متعصبانه بر تعمیم تئوری های غربیان در باب دینِ مسیحیان و متون دینیِ تحریف شدۀ آنان ، بر اسلام و قرآن پای نمی فشرد ، چه بسا می توانست تعبیر روشنفکر دینی یا روشنفکر اسلامی – که به باور برخی ، اصطلاحی تهی از معنا ، پارادوکسیکال و غیر قابل تحقق است – را تحقق عینی و خارجی بخشد .

عبرت آموز آنکه از آن سو نیز علی رغم آنکه عبدالکریم سروش با مجموعۀ مقاله ها ، کتاب ها و سخنرانی هایش و موضع گیری ها و تئوری بازگردان های جنجالی اش از ظرفیت بالایی برای جذب و گردآوریِ دگراندیشان و مخالفان اندیشه های اصیل اسلامی و حوزه های علمیه ، به دور خود برخوردار بود ، ظرفیت جذبی که می توانست او را به مراتب جذاب تر و محبوب تر از همۀ دیگرانی که از سال ها پیش از او در این طریق گام برداشته بودند نماید و او را به آن آرزوی دیرینه رسانده و در جایگاه مارتین لوتر مسلمین – دست کم در محدودۀ جغرافیایی ایران – بنشاند اما لااقل با مانعیت دو نکتۀ شخصیتی و تاریخی ، وی از تحصیل چنین مقبولیت و محبوبیتی در میان آن طیف محروم ماند .

منظور از نکته شخصیتی ، تکبّر ، خودبزرگ بینی ، عُجب و غرور کم مانند او است که حتی نزدیک ترین دوستان ، هم پالکی ها و طرفدارانش را نیز آزرده خاطر ساخته و هر از گاهی ، ناچار به اعتراض نموده است.

برای روشن تر شدن این نکته ، به ناچار باید به این مطلب نیز اشاره کرد که شاید تنها یکی از تبعات و توالی فاسد همین روحیۀ تکبّر ، خودبرتربینی و غرور زایدالوصف وی ، بروز و ظهور نوع دهشتناکی از خشونت کلامی در گفته ها و نوشته هایش می باشد که می توان از آن با عنوان تروریسم کلامی ( گفتاری و نوشتاری ) یاد کرد .

البته سروش عمدتاً در مواجهه با منتقدین خویش از تروریسم کلامی بهره می جوید بدین صورت که هر کسی – از هایدگری معروفی مانند فردید گرفته تا پوپری های دو آتشه - که به خود این جرأت را بدهد که به انتقاد از او و مخالفت با وی بپردازد بی رحمانه در جلوی جوخۀ مرگ کلمات خود قرار داده و وی را تیرباران نوشتاری و گفتاری می نماید ولی در عین حال در مواردی هم مشاهده شده است که به منتقدان، اکتفا نکرده و هر آن کس را که به هر دلیل نپسندد به گیوتین واژگان ناشایست خود می سپارد .

مروری گذرا بر اظهارات وی در واکنش به انتقادات و اشکالاتی که در طی سالیان گذشته از سوی افرادی از جریان های گوناگون و متنوع علمی و فکری به دیدگاه ها ، نوشته ها ، گفته ها و کرده هایش وارد شده است به روشنی نشان می دهد که او همواره به جای پاسخگویی مؤدّبانه ، منصفانه و مستدل ، به پرخاشگری پرداخته و با استفاده از تمسخر ، استهزا و اهانت های مستقیم و غیر مستقیم به لجن مال ساختن منتقدانش می پردازد و شیوۀ منتقد کُشی را وجهۀ همت خویش می سازد .

فضای سیاه و خشونت آلود حاکم بر نامه ها و پاسخنامه های وی به قدری سنگین و مشمئزکننده است که به رغم بهره کِشی گسترده و بی حدّ و حصر وی از اشعار شکوهمند و جان افزای حضرت مولانا باز هم این فضا تلطیف نشده و تعفّن تفرعون در این نوشته ها و اظهارات ، مشام هر انسان بهره مند از حدّاقل های انسانی و اخلاقی را به شدّت می آزارد .

و از همه شگفت آورتر آن که سروش ضمن چاشنی کردن اشعار مولوی ، تمام تلاش خویشتن را مصروف می دارد تا زشت ترین و زننده ترین بی ادبی ها را در قالب متنی آهنگین و ادبی! نثار منتقدانش و هر کس دیگری که خاطر از او مکدّر داشته باشد ، نماید .

و اما نکتۀ دوم که جنبۀ تاریخی دارد و به نوبۀ خود چونان سنگ سترگی بر سر راه مقبولیت تامّ و تمام سروش در میان دگراندیشان قرار گرفته و تا حدودی این راه را بند آورده است ، به سال های آغازین انقلاب و نقش اساسی و پررنگ وی در جریان انقلاب فرهنگی مربوط می شود . جریانی که بسیاری از استادان دانشگاه و روشنفکران طاغوتی و شرق و غرب زده به شدت از آن ناراحت و ناخورسند هستند و به هیچ روی نمی توانند نقش محوری سروش در آن ماجرا که مثابه ذنبٌ لایُغفر در کارنامه اش ثبت نموده اند، را نادیده بگیرند و لذا با وجود همۀ حملاتی که در این سال ها به انقلاب و روحانیت و حتی به اسلام ، قرآن و پیامبر کرده و هر روز هم بر حجم و حدّت آن افزوده است باز هم به شدّت از او گله مند و ناخشنود هستند و هنوز هم او را یک خودیِ تمام عیار! به حساب نمی آورند و برای عفو و بخشش وی ، همچنان در انتظار حرکت های تندتری از جانب او می باشند .

حال باید منتظر ماند و دید که جناب سروش در این سال های باقی مانده از عمر برای یافتن مقبولیت کامل و دلخوش ساختن جماعت دگراندیش داخلی و حامیان خارجی! تا کجا پیش می رود ، به چه اصولی پشت پا می زند ، چه هنجارهایی را نادیده می گیرد ، چه ارزش هایی را زیر پا می نهد ، به چه اموری، بد و بیراه می گوید ، چه حرمت هایی را می شکند ، بر چهره کدام اشخاص و شخصیت ها پنجه می کشد و ... .

گر چه با تمام وجود امیدواریم هیچ یک از اینها رخ ندهد و او بتواند با پیروزی در جهاد اکبر و غلبه بر نفس و نفسانیات ، به اصل خویش بازگردد و عاقبت به خیر شود . همچنان که خاضعانه و فروتنانه ، هدایت مستمر و عاقبت به خیری خودمان را هم از خدای مهربان خواستاریم ؛ بمنّه و کرمه .

 
     

 
 
      ديدگاهها:  
 

پست الکترونيک:



حروف عکس را با رعایت بزرگ و کوچکی حروف تایپ کنید

 

بازگشت



Send mail to info@islameNab.ir with questions or comments about this web site.
Copyright © 2010 islameNab.ir